در یک نگاه بنگریم به میراثی که دولت عدالت و مهرورزی برجای گذاشت
دولت عدالت و مهرورزی که رفت هیچ ... حالا ما هستیم و دولت تدبیر و امید!
چه خبر ؟ سلامتی فعلا که همه چی آرومه ...
برچسبها:
ملی و میهنی
در یک نگاه بنگریم به میراثی که دولت عدالت و مهرورزی برجای گذاشت
دولت عدالت و مهرورزی که رفت هیچ ... حالا ما هستیم و دولت تدبیر و امید! چه خبر ؟ سلامتی فعلا که همه چی آرومه ...
برچسبها:
*درود بر استاد رحمان اسداللهی یک آذری باغیرت !؟ کمتر کسانی هستند که اسم این هنرمند آذری رو شنیده باشن او عاشق گارمانش است. رحمان اسداللهی از سال 1991 به سراطان فک مبتلا شد و تا امروز که در تلوزیون دیدمش صحیح و سالم سرطانش درمان شده بود داشتم به حرف هایش گوش میکردم واقعا شگفت زده شدم اشکم را درآورد صدای تلوزیون را بلند تر کردم چون بخاطر عملی که روی فکش انجام داده بود نمی تونست خوب صحبت کنه خیلی ها در ایران این استاد بزرگ رو فراموش کردن استاد رحمان اسداللهی اکنون در امریکا زندگی میکنند.
متاسفانه یکسری آدمای بی خرد و نادان در ایران به این هنرمند بزرگ اتهاماتی مبنی بر اینکه استاد رحمان اسداللهی یک تجذیه طلب بوده و خواهان جدایی آذربایجان بوده است و یک سری از پانترکیسم ها ی فاشیست هم از این فرصت به وجود آمده کمال استفاده را برده تا آذربایجانی ها را تجذیه طلب نشان دهند . قابل توجه پانترکیسم های فاشیست و تجذیه طلب و البته گرامی بی خود زور نزنید و خوتتون رو به مردم پاک آذربایجان نچسپونید چرا که آن جا سرزمین ستار خان و باقرخان است پاتون رو جای بدی گذاشتین شماها همان بربرهایی هستید که مانند اعراب که به ما یورش بردن به آذربایجان یورش بردید و به قتل و کشتار و تجاوز , غارت آذربایجان پرداختید استاد رحمان اسداللهی : در یک همایش در ترکیه بودیم خاستند از من عکس بگیرند پرچم ترکیه را آوردند گفتم پرچم ایران باشد نه ترکیه . استاد رحمان اسداللهی : من تجذیه طلب نیستم . پدرم مادرم در ایران خاک شده اند من عاشق ایرانم . استاد رحمان اسداللهی : حاضرم تمام زندگیم رو بدم دوباره برگردم ایران . استاد اسداللهی : شماره تماسش در امریکا : 6619427666
استاد رحمان انگشتانت طلایی , روحت نقره ای و عشقت به ایران جاودان بدان که دوستت داریم و می بالم به خودم که چنین بزرگانی داریم . برچسبها:
جنگ چالداران ; نخستین نبرد دولتهای صفویه و عثمانی در دشت چالداران است , که در نزدیکی شهرستان چالداران در شمال غربی ایران در تاریخ 31 - مرداد / 23 اوت 1514 میلادی رخ داد. نتیجه این نبرد پیروزی قاطعانه سپاهیان عثمانی به فرماندهی سلطان سلیم اول بر سپاه صفوی به فرماندهی شاه اسماعیل صفوی بود. در این جنگ نیروهای قزلباش که درحدود 40 هزار تن بودند با سپاه حدود 100هزار نفری عثمانی جنگیدند و به دلیل کمی نفرات و نداشتن سلاح گرم از سپاه عثمانی شکست خوردند. این در حالی بود که ارتش عثمانی دارای توپخانه و تفنگهای انفرادی بود , ولی سربازان ایرانی با شمشیر , نیزه و تیرو کمان می جنگیدند . البته صفویان پیش از جنگ سلاح های آتشین در اختیار داشته اند و روش استفاده از آن هم آشنا بودند اما *ایرانیان ذاتاً به سلاح آتشین بی علاقه بودند و استفاده از آن را ناجوانمردانه وناشی از ترس می دانستند. « پاینده و پیروز ایران ایرانی جاویدان کوروش بزرگ » برچسبها:
« خاک می خوریم , خاک نمی دهیم » من هیچ وقت گریه نمیکنم چون اگه اشک میریختم آذربایجان شکست میخورد و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران , زمین میخورد. اما در مشروطه دو بار آن هم در یک روز اشک ریختم برچسبها:
«پادشاهی پوران دخت ، آزرم دخت ، فرخ زاد» « پادشاهی پوران دخت»
پادشاهی پوران دخت شش ماه بود بالاخره دختری به نام پوران که از نژاد ساسان بود راه یافت و بر تخت نشاندند.پوران دخت گفت نمی خواهم کسی درویش بماند و همه را توانگر میکنم.از کشور بدخواهان را دور خواهم کرد و بر آئیین شاهان رفتار میکنم . سپس پیروز خسرو را طلبید وبه او گفت : به خاطر کاری که با شاه کردی باید مجازات شوی پس او را به کره اسبی بستند و به کردنش هم پالهنگی زدند و سواران کره اسب را با کمند به تاختن تحریک کردند تا خون از بدن او روان شد و جان داد بعد از شش ماه که از پادشاهی پوران دخت گذشت پوران شاه به بیماری مبتلا شد و از دنیا رفت. رها کن ز چنگ این سپنجی سرای که پر مایه تر زین ترا هست جای « پادشاهی آزرم دخت»
پادشاهی آزرم دخت چهار ماه بود. دختر دیگری که بر تخت نشست آزرم بود. دستور داد تا کارها بر اساس سنت و عدالت اجرا شود. من با زیر دستان به خوبی رفتار میکنم و اگر کسی گناهی کرد از گناهش میگذرم اما اگر کسی از پیمان من بگذرد او را به دار می آویزم. همه بر او آفرین گفتند و از ترک و روم و هند و چین برایش هدایا فرستادند اما او نیز بعد از چهار ما از دنیا رفت. « پادشاهی فرخ زاد »
پادشاهی فرخ زاد یک ماه بود . از جهرم فرخ زاد را آوردند و شاه ایران نامیدند . او نیز گفت : من فرزند شاهان هستم و جز نیکویی و ایمنی در جهان چیزی نمی خواهم . هرکس راستی پیشه کند او را ارجمند می دارم . همه دوستان را گرامی میدارم و همه ی زیر دستان چه دوست و چه دشمن در امانند . همه بر آن آفرین گفتند . اما بعد از یک ماه او نیز از دنیا رفت .« بدین صورت که بنده ای(غلام) چون سرو و سهی داشت که سیه چشم و زیبا بود. او عاشق پرستاری شد و به او پیغام داد اگر با من به جایی بیایی به تو پول زیادی میدهم . پرستار جواب نداد و نزد فرخ زاد رفت و جریان را برایش گفت . فرخ زاد عصبانی شد و بند بر پای غلام بست و او را به زندان انداخت اما بعد از زمانی او را بخشید و بازگرداند . غلام بخاطر کینه ای که از او داشت زهر در شراب او ریخت و شاه دخت بعد از یک هفته از دنیا رفت. چنین است کردار گردنده دهر نگه کن کزو چند یابی تو بهر
یاری نامه : داستانهای شاهنامه- داستان پادشهان زن پست 66-«http://ferdosi-toosi.blogsky.com/» برچسبها:
«روز امرداد از ماه امرداد برابر با 3 امرداد» در گاه شماریِ سی روزۀ زرتشتیان، هفتمین روز از هر ماه، امرداد نام دارد. برچسبها: |
|