ملی و میهنی

جنگ چالداران

به قلم :   parse        30 / 5 / 1392برچسب: چالداران, جنگ چالداران, ایران من, ,    15:40

 

جنگ چالداران ; نخستین نبرد دولتهای صفویه و عثمانی در دشت چالداران است , که در نزدیکی شهرستان چالداران در شمال غربی ایران در تاریخ 31 - مرداد / 23 اوت 1514 میلادی رخ داد. نتیجه این نبرد پیروزی قاطعانه سپاهیان عثمانی به فرماندهی سلطان سلیم اول بر سپاه صفوی به فرماندهی شاه اسماعیل صفوی بود. در این جنگ نیروهای قزلباش که درحدود 40 هزار تن بودند با سپاه حدود 100هزار نفری عثمانی جنگیدند و به دلیل کمی نفرات و نداشتن سلاح گرم  از سپاه عثمانی شکست خوردند. این در حالی بود که ارتش عثمانی  دارای توپخانه و تفنگهای انفرادی بود , ولی سربازان ایرانی با شمشیر , نیزه و تیرو کمان  می جنگیدند .

البته صفویان پیش از جنگ  سلاح های آتشین در اختیار داشته اند و روش استفاده از آن هم آشنا بودند اما *ایرانیان ذاتاً به سلاح آتشین بی علاقه بودند و استفاده از آن را ناجوانمردانه وناشی از ترس می دانستند.

« پاینده و پیروز ایران ایرانی جاویدان کوروش بزرگ »


برچسب‌ها:

« خاک می خوریم , خاک نمی دهیم »

 

« خاک می خوریم , خاک نمی دهیم »

من هیچ وقت گریه نمیکنم چون اگه اشک میریختم آذربایجان شکست میخورد و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران , زمین میخورد. اما در مشروطه دو بار آن هم در یک روز اشک ریختم
حدود 9 ماه بود تحت فشار بودیم. بدون غذا. بدون لباس. از قرار گاه آمدم بیرون...چشمم به یک زن افتاد با یه بچه تو بغلش. دیدم که بچه از بغل مادرش آمد پایین و چهار دست پا رفت به طرف بوته علف. علف را از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع کرد خاک ریشه ها را خوردن... با خودم گفتم الان مادر اون بچه به من فحش میده و میگه لعنت به ستارخان که مارو به این روز انداخته.
اما... مادر کودک آمد طرفش و بچه را بغل کرد و گفت : عیبی نداره فرزندم
خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم.
آنجا بود که اشکم در آمد...

« یاساشین آذربایجان   یاساشین ایران »


برچسب‌ها:

پادشاهان زن در ایران باستان

http://venia.net84.net/up/99dc35e747eb.jpg

«پادشاهی پوران دخت ، آزرم دخت ، فرخ زاد»

« پادشاهی پوران دخت»

 

 پادشاهی پوران دخت شش ماه بود بالاخره دختری به نام پوران که از نژاد ساسان بود راه یافت و بر تخت نشاندند.پوران دخت گفت نمی خواهم کسی درویش بماند و همه را توانگر میکنم.از کشور بدخواهان را دور خواهم کرد و بر آئیین شاهان رفتار میکنم . سپس پیروز خسرو را طلبید وبه او گفت : به خاطر کاری که با شاه کردی باید مجازات شوی پس او را به کره اسبی بستند و به کردنش هم پالهنگی زدند و سواران کره اسب را با کمند به تاختن تحریک کردند تا خون از بدن او روان شد و جان داد بعد از شش ماه که از پادشاهی پوران دخت گذشت پوران شاه به بیماری مبتلا شد و از دنیا رفت.

رها کن ز چنگ این سپنجی سرای             که پر مایه تر زین ترا هست جای

« پادشاهی آزرم دخت»

 

پادشاهی آزرم دخت چهار ماه بود. دختر دیگری که بر تخت نشست آزرم بود. دستور داد تا کارها بر اساس سنت و عدالت اجرا شود. من با زیر دستان به خوبی رفتار میکنم و اگر کسی گناهی کرد از گناهش میگذرم اما اگر کسی از پیمان من بگذرد او را به دار می آویزم. همه بر او آفرین گفتند و از ترک و روم و هند و چین برایش هدایا فرستادند اما او نیز بعد از چهار ما از دنیا رفت.

« پادشاهی فرخ زاد »

 

پادشاهی فرخ زاد یک ماه بود . از جهرم فرخ زاد را آوردند و شاه ایران نامیدند . او نیز گفت : من فرزند شاهان هستم و جز نیکویی و ایمنی در جهان چیزی نمی خواهم . هرکس راستی پیشه کند او را ارجمند می دارم . همه دوستان را گرامی میدارم و همه ی زیر دستان چه دوست و چه دشمن در امانند . همه بر آن آفرین گفتند . اما بعد از یک ماه او نیز از دنیا رفت .« بدین صورت که بنده ای(غلام) چون سرو و سهی داشت که سیه چشم و زیبا بود. او عاشق پرستاری شد و به او پیغام داد اگر با من به جایی بیایی به تو پول زیادی میدهم . پرستار جواب نداد و نزد فرخ زاد رفت و جریان را برایش گفت . فرخ زاد عصبانی شد و بند بر پای غلام بست و او را به زندان انداخت اما بعد از زمانی او را بخشید و بازگرداند . غلام بخاطر کینه ای که از او داشت زهر در شراب او ریخت و شاه دخت بعد از یک هفته از دنیا رفت.

چنین است کردار گردنده دهر              نگه کن کزو چند یابی تو بهر

 

یاری نامه : داستانهای شاهنامه- داستان پادشهان زن پست 66-«http://ferdosi-toosi.blogsky.com/»


برچسب‌ها:

تصاویر سه بعدی بسیار زیبا از پارسه (تخته جمشید )

 

«تصاویر گرافکی پارسه»
به احتمال زیاد این تصاویر را قبلا هم باید دیده باشید در بین این تصاویر تصاویر نادری نیز هم وجود دارد که ممکن است ندیده باشید ,
«برای اینکه تصاویر در اندازه واقعی خود دیده شود بر روی آنها کلیک کنید»
 
dar-04.jpg
persepolis_plaza_army_02.jpg
royal_treasury_03.jpg
06.jpg
persepolis_masterp_08.jpg
apadana_04.jpg
krefter_01.jpg
takht-e_jamshid_plaza_army_09.jpg
 
در ادامه جستار بنگرید


برچسب‌ها:

سوم مرداد روز جشن امردادگان خجسته باد!

به قلم :   parse        13 / 5 / 1392برچسب:سوم, امرداد, جشن, امردادگان جشنهای ایرانی, , ,    15:23

«روز امرداد از ماه امرداد برابر با 3 امرداد»

در گاه شماریِ سی روزۀ زرتشتیان، هفتمین روز از هر ماه، امرداد نام دارد.
واژۀ امرداد یعنی بی مرگی و جاودانگی، هنگامی که در ماه امرداد، روز امرداد فرا می رسد، آن را جشن امردادگان می نامند. دربارۀ چگونگی برگزاری این جشن در زمانِ گذشته اطلاع چندانی در دست نیست. اکنون در برخی از روستاها و شهرها، جشن امردادگان نیز برگزار می شود، این جشن اغلب در تالار آدریان یا فضایی عمومی برپا می شود و با اجرای برنامه هایی مانند نیایش، سرود، دکلمه و سخنرانی  دربارۀ جایگاه امرداد (جاودانگی) در راه شناخت و نزدیک شدن به خداوند همراه است.

 یاری نامه : جشنهای باستانی ایران( www.w-z-c.com)


برچسب‌ها:

سروده ی عارف قزوینی در وصف زرتشت

به قلم :   parse        30 / 4 / 1392برچسب:سروده, عارف قزوینی, زرتشت, ,    15:21

به نام آنکه در شأنش کتاب است / چراغ راه دینش آفتاب است

 

مهین دستور دربار خدایی / شرف بخش نژاد آریایی

 

دوتا گردیده چرخ پیر را پشت / پی پوزش به پیش نام زرتشت

 

به زیر سایه‌ی نامش توانی / رسید از نو به دور باستانی

 

ز هاتف بشنود هر کس پیامش / چو عارف جان کند قربان نامش

 

شفق چون سر زند هر بامدادش / پی تعظیم خور، شادم به یادش

 

چو من گر دوست داری کشور خویش / ستایش بایدت پیغمبر خویش

 

به ایمانی ره بیگانه جویی / رها کن تا به کی بی‌آبرویی

 

به قرن بیست گر در بند آیی / همان به، دین بهدینان گرایی

 

به چشم عقل، آن دین را فروغ است / که خود بنیان کن دیو دروغ است

 

چو دین کردارش و گفتار و پندار / نکو شد، بهتر از یک دین پندار

 

درآتشکده‌ی دل بر تو باز است / درآ کاین خانه را سوز و گداز است

 

هر آن دل را نباشد شعله افروز / به حال ملک و ملت نیست دلسوز

 

در این کشور چه شد این شعله خاموش / فتادی دیگ ملیت هم از جوش

 

تو را این آتش اسباب نجات است / در این آتش نهان، آب حیات است

 

چنان یکسر سراپای مرا سوخت / که باید سوختن را از من آموخت

 

اگرچه از من بجز خاکستری نیست / برای گرمی یک قرن کافیست

 

چه اندر خاک خفتم زود یا دیر / توانی جست از آن خاکستر، اکسیر

 

به دنیا بس همین یک افتخارم / که یک ایرانی والاتبارم

 

به خون دل نیم زین زیست، شادم / که زرتشتی بود خون و نژادم

 

در دل باز چون گوش تو و راه / بود مسدود، باید قصه کوتاه

 

کنونت نیست چون گوش شنفتن / مرا هم گفته‌ها باید نهفتن

 

بسی اسرار در دل مانده مسرور / که بی تردید بایستی برم گوری

 

یاری نامه : دیوان عارف قزوینی- www.t-z-a.org


برچسب‌ها:

ایران در نگاه عارف قزوینی

به قلم :   parse        30 / 4 / 1392برچسب:ایران, عارف قزوینی, , ,    15:20

File:Aref.JPG

آنچنان به ایران علاقه مندم که حتی تمام بهشت را با یک وجب از خاک ایران عوض نمی کنم.« عارف قزوینی»

نام اصلی : ابولقاسم عارف قزوینی / زادروز : 1259 خورشیدی / مرگ : 1 بهمن 1312 همدان / زمینه ی کار : شاعر / محل زندگی : تهران / هسرها : خوانم بالا/»


برچسب‌ها:

جشن خوام خاری پانزدهم تیر ماه

به قلم :   parse        29 / 4 / 1392برچسب:جشن, خوام خواری, پانزدهم, آریا بوم, جشنهای ایرانی, ,    15:18

جشن خوام خواری
دی به مهر روز از تیرماه برابر با ۱۵ تیر در گاهشماری ایرانی و روز ۱۴ دی ماه که با فاصله شش ماه از یک دیگر هستند.
۴ روز در ماه در کیش زرتشت به نام بهمن گوش ماه رام خوردن گوشت ممنوع است. البته خود زرتشت به طور کامل گوشت خواری را ممنوع کرده بود ولی بعد از او قانون را تغییر دادند.
«جشن خام خواری» یا به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، «عمس» یا «غفس» یا «خواره»، جشنی از جشن های سُغد باستان بوده و از مراسم این جشن، دوری گزیدن از خوراک حیوانی و پختنی ها را می توان نام برد.

در تقویم سُغدی برابر با پانزدهمین روز ِماه «بساکنج» است.
در ادامه جستار...
یاری نامه: پایگاه پژوهشی آریا بوم


برچسب‌ها:

جشن تیرگان

به قلم :   parse        28 / 4 / 1392برچسب:جشن تیرگان,جشن های ایرانی, تیرگان, ,    15:16

« دهم تیرماه جشن تیرگان »

سازمان زنان زرتشتی تیرگان را جشن گرفت
ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه راجع به جشن تیرگان چنین میگوید :
هنگامی که افراسیاب پادشاه توران بر لشگر ایرانیان غلبه میکند ، منوچهر ( پادشاه ایران ) به جنگلهای مازندران پناه میبرد ، افراسیاب لشکر منوچهر را محاصره میکند و منوچهر به ناچار پیکی به نزد افراسیاب فرستاده و از او می خواهد که از کشور ایران به اندازه پرتاب یک تیر واگذارد و باقی را بگیرد ، افراسیاب با کمال میل این پیشنهاد را می پذیرد ، منوچهر فکر می کند که چه کسی را برای پرتاب تیر انتخاب کند تا اینکه یکی از فرشتگان خداوند به نام  اسفندارمذ پیش منوچهر آمده و آرش را که مردی خدا پرست و دیندار بود و در یکی از غارهای کوه البرز مشغول عبادت بود نامزد اینکار می کند ، چنانکه در اوستا آمده است ، آرش را حاضر میکنند و منوچهر تیر و کمان را به او داده و می گوید تو باید به فرمان خداوند این تیر را پرتاب کنی و کشور ما را از چنگال اهریمن ( لشگر افراسیاب ) رها سازی ، آرش برهنه می شود و به بالای بلند ترین نقطه کوه رویان می رود و خطاب به مردم می گوید : ای مردم بدن من را ببینید که سالم است و در آن هیچ زخم و جراحتی وجود ندارد ، اما بدانید که هنگامی که من این تیر را رها کنم تکه تکه خواهم شد و خود را فدای شما خواهم کرد ، آرش کمان را می گیرد و با تمام نیرو آنرا می کشد بگونه ای که تمام رگهای بدنش بیرون می زنند و پاره پاره می شوند ، او تیر را رها می کند و خداوند به باد فرمان می دهد که تیرش را از کوه رویان بردارد و به شهر فرغانه ( شهری در خاور افغانستان کنونی که فاصله آن تا جای پرتاب تیر هزار فرسنگ بود )  ببرد ، تیر پس از چند روز حرکت در این شهر به درخت گردوئی  برخورد می کند و این درخت گردو مرز بین ایران و توران می شود ، افراسیاب ناگزیر لشکر خود را از ایران بیرون می برد و ایرانیان آزاد میشوند .
این قضیه در روز سیزدهم تیر اتفاق افتاده بود و مردم این روز را جشن گرفتند و طی مراسمی آلات طبخ و تنورهای خود را ( که نشانه ای از دوران اسارت بود) شکستند و دیگی بزرگ فراهم کردند و هر کس هر چه که در خانه داشت از سبزی و نخود و حبوبات تا گوشت را در آن ریختند و آشی پختند و آنرا بین همه بخش کردند .
این جشن تا پیش از ظهور اسلام و حتی مدتی پس از آن در کشور ما بر پا می شد و طرفداران زیادی داشت ، اما پس از ظهور اسلام این جشن نیز به همراه دیگر آئین های زرتشتی منسوخ گردید و امروزه تنها در بین اقلیت زرتشتیان کشورمان این آئین برپا می شود .
*تصاویری از برگزاری این جشن در نقات مختلف کشور*
سازمان زنان زرتشتی تیرگان را جشن گرفت
 

یاری نامه (منبع) :http://daneshha.akairan.com -

آثارالباقیه , ابوریحان بیرونی-به کوشش اکبر دانا سرشت

هنر ایران در دوران پارت و ساسانی -تاریخ ماد , دیاکونوف , برگردان کریم کشاورز


برچسب‌ها پارسه: جشن های ایرانی, تیرگان,


برچسب‌ها:

شیرین سخنی کوروش و پاسخی که به نمایندگان یونانی داد!

به قلم :   parse        25 / 4 / 1392برچسب:کوروش, حکایت, تسخیر, سارد,    15:14

http://parsiandej.ir/ahura/2012/04/n00003435-r-b-011_0_97018-FILEminimizer-236x287.jpg

 

« پاسخ جالب کوروش بزرگ بهنمایندگان یونانی»
 پس از تسخیر سارد به دست پارسیان و سقوط کرزوس، شهرهای یونانی نشین ایونی و ائولی با دستپاچگی نمایندگانی به سارد و نزد کوروش فرستادند و پیشنهاد کردند که حاضرند با همان شرایطی که قیمومیت کرزوس را پذیرفته بودند، قیمومیت پارسیان را نیز بپذیرند. کوروش پس از اینکه به پیشنهادهای سفیران گوش فرا داد، قصه ای برای ایشان نقل کرد که هرودوت آن را به این قرار ثبت کرده است:
کوروش در پاسخ گفت:( نی زنی در کنار دریا محو تماشای ماهیانی بود که در آب شنا می کردند. به امید اینکه آنها را به بیرون آمدن از آب و به رقص و طرب وادارد به نی زدن می پردازد. چون امیدش نقش برآب می شود توری در آب می اندازد که تعداد زیادی ماهی در آن می افتند. وقتی تور را از آب بیرون می کشد، ماهیان در درون تور به جست و خیز در می آیند. نی زن خطاب به آنان می گوید: بس کنید! آن وقت که من نی می زدم نرقصیدید و حتی از آب هم بیرون نیامدید، حال دیگر رقص شما بی فایده است. به ادامه نوشتار بروید...

 

بن مایع(منبع): http://parsiandej.ir برگرفته از کتاب کوروش بزرگ از آلبرشاندور


برچسب‌ها:
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد